فروشگاه آموزشی ورزشی
[-]
آخرین ارسال کاربران | شهریاریها
جمعه بر اساس تمام محاسبات عيد فطر است
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 اخبار و رویدادها - News and Events مشاهده:1 زمان:امروز
غذاهای مغز Brain Foods
شروع کننده:Daghigh آخرین ارسال توسط:Daghigh پاسخ ها:2 مجله پزشکی - Magazine Medicine مشاهده:39 زمان:امروز
آمريكا، ناتو و رژيم صهيونيستي تهديد واقعي بر عليه امنيت جهان
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 اخبار و رویدادها - News and Events مشاهده:9 زمان:دیروز
بروكينگز: متعهد ساختن چين به قطعنامه تحريم ايران دشوار است
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 اخبار و رویدادها - News and Events مشاهده:3 زمان:دیروز
شعر كــوچـــه
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 ادبیات - Literature مشاهده:5 زمان:دیروز
جاودانه ترين هنرپيشه سينما
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 فرهنگ و هنر - Culture & Art مشاهده:4 زمان:دیروز
موتور جستجوگر ملی، با نام "یا حق" می آید
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 موضوعات عمومی اینترنت و کامپیوتر مشاهده:4 زمان:دیروز
استیو جابز نسخه جدید و قدرتمند اپلTV را معرفی کرد
شروع کننده:Ganjineh آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:0 موضوعات عمومی اینترنت و کامپیوتر مشاهده:3 زمان:دیروز
قرباني وايمکس ايرانسل نشويد
شروع کننده:mahyar1365 آخرین ارسال توسط:Ganjineh پاسخ ها:1 موضوعات عمومی اینترنت و کامپیوتر مشاهده:22 زمان:دیروز
پیکره های عشق Love Sculptures
شروع کننده:Daghigh آخرین ارسال توسط:Daghigh پاسخ ها:1 انجمن دوستی و دوست يابی - Friend Making Society مشاهده:28 زمان:دیروز
Plugin By Hamed

ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا
نویسنده پیام
Administrator آفلاین
Junior Member
**

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۸۷
اعتبار: 0

تشکرها : 0
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #1
Exclamation علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا
از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!
[تصویر: 171209551161881528730821332193142167215.jpg]
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
منبع: tebyan.net
۲۲ , ۱۲ , ۱۳۸۸ ۰۳:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  همه چیز در مورد ورزش amir.lotfi 35 492 ۱۳ , ۶ , ۱۳۸۹ ۱۲:۳۱ عصر
آخرین ارسال: amir.lotfi
  عکسهایی از فرزندخواندگی یک بچه گربه توسط میمون hamid2day 0 20 ۱۱ , ۶ , ۱۳۸۹ ۱۱:۳۱ عصر
آخرین ارسال: hamid2day
  بابا برقی بدون بیمه در بستر بیماری/ از صداوسیمایی‌ها کمک خواستم ولی جوابی نگرفتم hamid2day 0 20 ۱۱ , ۶ , ۱۳۸۹ ۱۱:۰۶ صبح
آخرین ارسال: hamid2day
Wink روانشناسی رنگ ها saman-mohamadi 3 95 ۱۰ , ۶ , ۱۳۸۹ ۱۱:۱۴ صبح
آخرین ارسال: saman-mohamadi
Bug کسب مقام دوم توسط بانوان فوتسالیست شهریار در لیگ برتر استان تهران Blue girl 1 78 ۱ , ۶ , ۱۳۸۹ ۱۲:۰۴ عصر
آخرین ارسال: hamid2day

پرش در انجمن:

زمان کنونی: ۱۵ , ۶ , ۱۳۸۹, ۰۲:۵۶ عصر

ارتباط - شهریاریها - آرشیو - پیوند RSS - بازگشت به بالا